انجمن<فروم>
سلام
این اپم خیلی سریع شد
من یه انجمن<فروم>زدم خوشحال میشم
به لینک زیرمراجعه کنید وثبت نام کنید
مطلبای خوشگلتونم میتونید انجا بذارید
پس حتماشرکت کنید
هرچی میخوای بگو بذارم تعارف نکن
سلام
این اپم خیلی سریع شد
من یه انجمن<فروم>زدم خوشحال میشم
به لینک زیرمراجعه کنید وثبت نام کنید
مطلبای خوشگلتونم میتونید انجا بذارید
پس حتماشرکت کنید
سلام
ببخشددیرآپ کردم ب دلایلی نشددیگه
اماامیدوارم ازاین آپم لذت ببرید
اماقبلش میخواستم به یه نکته ای را اشاره کنم
۱-ممکنه این آپم تاآپ بعدی طول بکشه(مثلا۲یا۳ماه)
راستی به وب دخترخالم اگه تونستیدیه سری بزنید۱۲سالشه کمکش کنیدوبشو
بهترازاین کنه
این هم آپ جدیدم
خودم فک میکنم خنده داره
حالاشمارانمیدونم
یك خانم روسی و یك آقای آمریکایی با هم ازدواج كردند و زندگی شادی را در
سانفرانسیسکو آغاز كردند .طفلكی خانم ، زبان انگلیسی بلد نبود اما می توانست با
شوهرش ارتباط برقرار كند
یك روز او برای خرید ران مرغ به مغازه رفت.اما نمی دانست ران مرغ به زبان انگلیسی
چه می شود . برای همین اول دست هایش را از دو طرف مانند بال مرغ بالا و پایین
كرد و صدای مرغ درآورد. بعد پایش را بالا آورد و با انگشت رانش را به قصاب نشان
داد . قصاب متوجه منظور او شد و به او ران مرغ داد
دیدند که روى آن نوشته شده بود:
«دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در
مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنیم.»
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از
مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آنها در اداره مىشده که
بوده است.
آزمون خودشناسی(حتماشرکت کنید،جالبه)
*۴سوال بیشترنیست
*جواباش درادامه مطلبه
یک قلم وکاغذبیاوریدوباحوصله پیش بروید
آماده:
۱ـحیوانات زیررابه ترتیب دلخواه مرتب کنید.
گاو،پلنگ،گوسفند،اسب،خوک
۲ـبرای هریک کلمه ای بنویسیدوآن راتشریح کنید.
سگ،گربه،موش،قهوه،دریا
۳ـبرای کسی فکرکنیدکه برایتان مهم است ومی توانیداورابهد
رنگی اختصاص دهیدپاسخ خودرادوبارتکرارکنید.
زرد،پرتقالی،قرمز،سفید،سبز
۴ـیک عدداز(۰-۲۰)بنویسید.
روزهفته ی موردعلاقه

ولنتاینتون مبارک
میدونی ولنتاین یعنی چی؟
یعنی اینکه یه
عاشق واقعی باید به
یه نفر دل ببنده و تا
آخر عمر هم عاشقانه
عاشقش باشه
دختری با مادرش در رختخواب
درددل می کرد با چشمی پر آب
گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد کردم مادرم!
سن من از بیست وشش افزون شد
دل میان سینه غرق خون شد
هیچ کس مجنون این لیلا نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته!
مادرش چون حرف دختش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن!
گفت دختر مادر محبوب من!
ای رفیق مهربان و خوب من!
گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی می کنم بر یک پسر
مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با سعیدویاسر وایضا صفر
با سه تاشان رفته بودم سینما
بگذریم از مابقی ماجرا!
یک سری هم صحبت صادق شدم
او خرم کرد آخرش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید
مصطفای حاج علی اصغر شله
یک زمانی عاشق من شد،بله
بعد جعفر یار من عباس بود
البته وسواسی وحساس بود
بعد ازآن وسواسی پر ادعا
شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد او هم عاشق مانی شدم
بعد مانی عاشق هانی شدم
بعدهانی عاشق نادر شدم
بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد میان حرف او
گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!
گرچه من هم در زمان دختری
روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آن که تو را باشد پدر
دل نمی دادم به هرکس اینقدر
خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی
واقعا که پوز مادر را زدی
تفریح سالم در کوچکترین فرصت حاصله
ـ تفریح با ناظمین زحمتکش مدرسه
ـ اظهار محبت و دوستی به بعضی از عابرین محترمی که شانس عبور از زیر پنجره کلاس ما رو داشتند!
خوب بعد از این همه ماجرا آدم باید یک فکری هم واسه شب امتحانش بکنه دیگه... نه؟
اما بعضی وقتها هر چقدر هم که زرنگ باشی تمهیداتت با شکست روبرو میشند و باید به فکر چاره افتاد... ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است...![]()
غضنفر تو اتوبوس کیسه استفراغش رو سوراخ سوراخ میکنه از شیشه میگیره بیرون, مسافرا اعتراض میکنن که بابا چرا نمیندازیش, میگه برنجاش میخوام برای مرغامون !!!
غضنفر با نارنجك بازي ميكرده بهش ميگن : نكن ميتركه ميگه : خوب بتركه دوتا ديگه دارم !!!
به غضنفر می گن ادای بچه کوچولوها رو در بیار، می شاشه تو شلوارش!
مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!
—————————
تو شهر حیف نون اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. حیف نون به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده!
—————————
به حیف نون می گن برو استخر شیرجه بزن تو آب، بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن… خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه، ولی از بخت بد سرش می خوره به کف استخر… بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا، رو می کنه به دوربین، می گه: می خوام سالاد درست کنم!
—————————
حیف نون داشته برای دوستانش تعریف می کرده: “رفته بودم جنگل، که ناگهان یه خرس بزرگ دنبالم گذاشت، من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد… من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد…”
دوستاش می گن: “حالا خوبه تا اینجا رسیدی خودت رو خراب نکردی!”
حیف نون می گه: “پس فکر کردید برای چی خرسه لیز می خورد؟”